بانو هستم

زندگی روزمره بانو

بانو هستم

زندگی روزمره بانو

بانو هستم

نعیمه هستم بانوی خاص با افکار خاص و دوست داشتنی :)
و اینجا اومدم که خاطراتمو که توی ذهنم هست رو یادداشت کنم البته من نویسندگی بلد نیستم ...:)

**************
من زیبا هستم...
دختران ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﭘﺮﻧﺴﺲ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﺰﻧﯽ ﻟﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﺭﺑﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ!!! ﺷﺒﯿﻪ واقعیتند!!!
ﺷﺒﯿﻪ دختری ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﯿﺴﺶ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺩﺍﻣﻨﺶ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﻭ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﺮﺁﺳﺘﯿﻨﺶ!ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ

ﻧﻪ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻻﮎ ﺯﺩﻩ
ﻧﮕﺮﺍﻥ ﭘﺎﮎ ﺷﺪﻥ ﺭﮊ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
دختران ﺯﯾﺒﺎ دخترانی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ " ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ "
ﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ
ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻫﺴﺘﻨﺪ،
ﺩﺭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻭ ﻋﺰﻡ ﯾﮏ دختر ﮐﻪ ﻣﺴﯿﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻮﺍﻧﻊ ﻃﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺷﮑﻮﻩ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ

ﺩﺭ دختری ﮐﻪ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ به نفسش ﺍﺯ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎ ﻧﺸﺄﺕ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﻮﺭﺩ،ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﺪ،ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ …!
.
پـــ .ن :ﺗﻬﻤﯿﻨﻪ_ﻣﯿﻼﻧﯽ

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۲ آذر ۹۷، ۲۰:۵۲ - جناب منزوی
    حیف

شغل

چهارشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۱۳ ق.ظ

شما بچه بودین به شغلتون فک کردین من بچه بودم به هر شغلی فک می کردم الا این شغلی که دارم  :/
راستش بچه که بودم دوست داشتم معلم بشم بزرگتر هم که شدم دوست داشتم معلم بشم اصلا کلا دوست داشتم یا معلم بشم یا استاد :/
نمی دونم چرا اومدم رشته حسابداری باید می رفتم انسانی معلم میشدم اشتباه خودم بود البته نمیگم رشته حسابداری رو دوست نداشتم داشتم خیلی هم داشتم هنرستان هم حسابداری خوندم برای رشته ام خیلی زحمت کشیدم خیلی زیاد نمی دونم چرا اینطوری شد البته الان هم اصلا حوصله تغییر رشته رو ندارم و برم رشته دیگه ای بخونم دارم تلاش می کنم توی رشته ای خودم بتونم پیشرفت کنم باید ادامه تحصیل بدم میخوام برم ارشد بخونم البته شرایطش نیس ولی در آینده نزدیک شرایطش رو جور می کنم امیدوارم بتونم برم درس بدم به ارزوم برسم ...
ولی الان هر کی رو نصحیت می کنم به گوشش نمیره میگم یه رشته ای انتخاب کنید که 4 سال دیگه افسوسشو نخورید البته رشته حسابداری خیلی خوبه خیلی رشته جالبه ادم باهاش خسته نمیشه همش ذوق داشتم ولی در نبود کار ذوقم کور شد حس می کنم این رشته مال من نبود به شخصیتم نمی خورد شاید روانشناسی یا علوم تربیتی به من بیشتر می خورد..
ولی باید یادمان باشد انتخاب رشته انتخاب سرنوشت ادمه خیلی مهمه کاشکی افراد به نظرات هم دیگه احترام بزارن و از تجربیاتشون هم استفاده کنن اون موقع من داشتم انتخاب رشته می کردم کسی نبود به من راهنمایی بده شاید اگه کسی بود می گفت معلمی شغل بهتری هست من هم به سمتش می رفتم:(
کار این چند سال من خیلی جالبه ..... کار در کافی نت اصلا فک نکنم به روحیاتم بخوره 
راستش رو بخواید ارتباط با مشتری بسی سخت و مشکل می باشد برای مثال بخوایی به یه پیرمرد و پیرزن بی سواد بفهمانی سایت مشکل داره یا اینترنت قطعه یا برای اینکه فیش حقوقی بگیریم باید مدارکی داشته باشید هی میگن اسم ما رو بزن در میاد به یکشون میگم حاج خانم نمیشه بعد از کلی مسخره کردن من :/ اخرش بهش گفتم من بلد نیستم برو جای دیگه  و بعد از این نیز کلی توهین کرد و رفت دلمان یکم گرفت ولی گفتم اشکالی نداره نمی دونه خوب البته کار هر روز ما همینه توضیح دادن به پیر جوان و کودک البته ناگفته نماند که قشر تحصیل کرده بدتر می باشند  :))
شاید این نوشته ادامه داشته باشد...

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۰۹
نعیمه بانو

نظرات  (۴)

منم اگه یکی یه روز تو  نوجوونیم بهم میگفت قراره مهندسی بخونی و بعدش هم بخاطر علاقه ات به برنامه نویسی بری برنامه نویس شی بهش میگفتم : برو عمووو ! گرفتی ماروو ؟؟؟:))

ولی خب درست میگین ، اوضاع کار آدمو دلسرد میکنه ... ولی خب این دلسردی برای همه هست... این مطلبتون منو یاد حرف هم اتاقیم انداخت که جند وقت پیش بهم  گفت اگه میدونستم قراره بیکار بشم میرفتم دنبال علاقه ام و حداقل اون چند سال دانشگاه رو لذت میبردم... در کل سخت نگیرین و بدونین که همه ی رشته ها الان مشکلات خودشونو دارن و به نظرم بهترین کار ارتقا مهارت هست

کار فروشندگی رو تجربه کردم و میدونم چی میگین ... این پیرزن ها مخصوصا گاهی اوقات خیلی بد زخم زبون میزنن :)
پاسخ:
دوستتون واقعا درست میگه کاش میرفتم دنبال علاقه ام نه چیز دیگه ای بازم خوبه منو درک می کنید همکارام میگن تو سخت می گیری ولی من زیادی حساسم می دونم نباید به دل بگیریم ولی یکی توی روت وایسه بد وبیار بگه نتونی بهش چیزی بگی خیلی سخته ..
بازم ممنونم باید به مهارت هام اضافه کنم :))
سلام.. :)

اگر بتونیم برای تحصیل، دنبال علاقمون بریم.. واقعا خیلی خوبه.. در واقع یه انگیزه ی عالی هست برای تحصیل خوب و یاد گرفتن مطالب مفید و پژوهش و... من گاهی شده به اطرافیانم اینو گفتم.. به بچه های کوچیکتر فامیل که بخاطر حرف پدر و مادرشون به زوور رفتن رشته ای که اونا میخواستن و بعدش پشیمون شدن..

یکی از اقوام ما به اصرار پدر و مادرش رفت رشته ی ریاضی در حالی که به هنر خیلی علاقه داشت.. در نهایت کنکور هم رتبه ی خوبی نیاورد.. و خیلی ها بهش سرکوفت زدن.. :( بعد از 3-4 هفته از نتایج.. تصمیم گرفت بره دنبال علاقه اش و یک سال دیگه برای کنکور خوند تا هنر قبول بشه.. و ونتیجه اش خیلی عالی شد.. یه دانشگاه خیلی خوب.. :)

به نظر من هیچ وقت علاقتون رو فراموش نکنید.. رفتن به دنبال علاقه یه انگیزه هست برای زندگی خوب داشتن.. گذشته ها گذشته و غصشو اصلا نخورید.. از طرفی اگر از کارتون هم خیلی راضی نیستن ولی ترجیح میدین باشه تو زندگیتون.. با سختی هاش کنار بیایید... امااا.. چیزی که به نظر من مهمه.. برای اون علاقتون قدم بردارید..

مثلا شاید بشه معلم شد.. ببینید شرایطش چطوره.. چه منابعی رو بخونید.. شرط سنی اش چطوره.. آزمونهاش کی هستن.. یا اون بحث های علوم انسانی و..

یا حتی همین حسابداری..

ولی من میگم.. اول از همه علاقه... هیچ وقت نا امید نباشین.. :)

موفق باشین.. :)
پاسخ:
سلام :)))
بله خیلی مممنونم .باید به دنبال علاقه ام برم چند تا کتاب خریدم که بخونم حالا ببینم خدا چی میخواد  :))
کلا اوضاع کار خیلی افتضاحه...

کاری به رشته و... ارتباطی نداره...

پاسخ:
بله حق با شماست  :(
۱۲ آذر ۹۷ ، ۱۴:۱۷ خـامـوش ...
دقیقا
منم به مشاوره خیلی علاقه داشتم
ولی نمیدونم چرا سر از یه رشته ای دیگه در آوردم.
البته من الان دنبال علاقه ام میرم
.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی