بانو هستم

زندگی روزمره بانو

بانو هستم

زندگی روزمره بانو

بانو هستم

نعیمه هستم بانوی خاص با افکار خاص و دوست داشتنی :)
و اینجا اومدم که خاطراتمو که توی ذهنم هست رو یادداشت کنم البته من نویسندگی بلد نیستم ...:)

**************
من زیبا هستم...
دختران ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﭘﺮﻧﺴﺲ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﺰﻧﯽ ﻟﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﺭﺑﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ!!! ﺷﺒﯿﻪ واقعیتند!!!
ﺷﺒﯿﻪ دختری ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﯿﺴﺶ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺩﺍﻣﻨﺶ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﻭ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﺮﺁﺳﺘﯿﻨﺶ!ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ

ﻧﻪ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻻﮎ ﺯﺩﻩ
ﻧﮕﺮﺍﻥ ﭘﺎﮎ ﺷﺪﻥ ﺭﮊ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
دختران ﺯﯾﺒﺎ دخترانی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ " ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ "
ﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ
ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻫﺴﺘﻨﺪ،
ﺩﺭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻭ ﻋﺰﻡ ﯾﮏ دختر ﮐﻪ ﻣﺴﯿﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻮﺍﻧﻊ ﻃﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺷﮑﻮﻩ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ

ﺩﺭ دختری ﮐﻪ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ به نفسش ﺍﺯ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎ ﻧﺸﺄﺕ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﻮﺭﺩ،ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﺪ،ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ …!
.
پـــ .ن :ﺗﻬﻤﯿﻨﻪ_ﻣﯿﻼﻧﯽ

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

یعنی بعضی دوستان توی وبلاگشون اینقد قشنگ می نویسند که ادم حسودیش میشه همین دیگه هیچی:/
اصلا الانم گشنمه دیگه هیچی..

با من بحث نکنید هیچی ....فقط تقریبا نه ساعت دیگه به افطار مونده اونم هیچی ...من میرم بخواب به عبادتم برسم اینم هیچی....


آدم تنهاموجودیه که مثل همه موجودات زندگی میکنه جز خودش مثل ... کارمیکنیم؛ مثل اسب میدویم؛ مثل خرس میخوریم ومیخوابیم و...
ببخشید انقدر مستقیم گفتم و نزدم کانال زلال احکام واستون


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۲۷
نعیمه بانو

پنجشنبه‌ای عاشقانه‌تر از هر پنجشنبه از راه رسید

آخرهفته‌ای که شروع یک ماه عاشقانه است
آخ که چقدر دلتنگ درددل با توییم؛
خدایا شروع این ماه را برای ما پایان غم و سختی قرار بده
این صدا رو باهم گوش کنیم:)))


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۲۰
نعیمه بانو

 ای لاو یو از این سبیلا یعنی مردی که اینجور سیبل داشته باشه خوش قیافه ترین مرد دنیاس :))))

یعنی اگه مسخره کنید جیغ میزنم خخخ
اصلا بهنام بانی هم به خاطر سبیلش معروف شده:)))))
حالا بیاید باهم این اهنگشو گوش کنیم :))))


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۵۲
نعیمه بانو

دیروز حال عجیبی داشتم مامانم خونه نبود یه لحظه هواشو کردم دلم براش تنگ شد موقع نماز ظهر رفتم سجادشو برداشتم باهاش نماز خوندم نمی دونم چرا گریه ام گرفت خیلی حال خوبی بود سجاده مامانی اصلا حال و هوامو عوض کرد اروم شدم...
توی سجاده مامانم یه قرآن کوچولو هست همیشه بعد از نماز چون نمی تونه بخونه هر خطش رو‌صلوات میفرسته بعد میگه اینقد دیگه مونده تمومش کنم آخه مامانم بچه بود مادربزرگش نزاشت درس بخونه گفت اگه دختر بره درس بخونه مدرسه بره پرو میشه مامانم دوست داشت معلم بشه ولی نزاشتن  مامانم و خاله بزرگه نتونستم درس بخونن ولی بعد از فوت مامان بزرگ مامانم بچه ها دیگه تونستن برن مدرسه. مامانم از اونجای که دوس داشت درس بخونه رفت نهضت سوادآموزی تونست تا چهارم ابتدایی رو بخونه ولی بعدش بابایی ما اومد خواستگاری مامانیم هم درگیر زندگی و بچه شد تا الان که ما بزرگ شدیم هر کدوم هم تحصیلمون کردیم یه رشته ای انتخاب کردیم.
الان هم بعد از بیست و خورده ای از اون موقعی که درس می خونده گذشته و تقریبا بعضی حروف یادشه فقط به اصرار ما و خودش که خیلی دوس داره قرآن بخونه دوباره میره کلاس های سواد آموزی کلاس قرآن الان متن ها رو می تونه بخونه ولی قرآنو هنوز موفق نشده بخونه وقتی مامانمو میبینم که این همه زحمت میکشه تا قرآن بخونه خدا رو شکر می کنم بابت این پدر و مادر که خیلی زحمت کشیدن تا بچه هاشون درس بخونن . می دونید خوشحالم می تونم بخونم بنویسم خیلی خوبه اینم یه نعمتیه که بعضی از ماها ازش غافل هستیم خدا رو شکر بابت همه چیز بابت پدر و مادر عزیزم بابت خواهرای خوبم که همش به فکر من هستند خدا یا ممنونم
یه گله هم بکنم از دوستای بی معرفتم که از وقتی متاهل شدن دیگه خبری ازشون نیس اونای هم که از وقتی دانشگاه تموم شده خبری از ادم نمی گیرن شاید بگید تو چرا بی معرفتی ولی من پیام میدم ولی اونا درگیر کار خودشون هستن امیدوارم خوشبخت باشن شاد باشن میخوام یه آدم دیگه ای بشم میخوام از کسی دیگه توقع نداشته باشم وقتی توقع داشته باشی خودت هستی که داغون میشی راستشو بخواین باید تنهایی رو بعضی وقتا تجربه کرد تا به دوران تنهایی عادت کنی بتونی شاد باشی تو تنهایی ...
امیدوارم همه کنار خانواده هاشون شاد و خوشبخت باشین و دل خودتون هم شاد باشه اخه بعضی وقتا ادم کنار عزیزترین افراد خانواده شم احساس شادی نمیکنه دل ادم قانون عجیبی داره باید با قوانینش کنار بیایی در هر صورت بعد از این پر حرفی زیاد شادی زیادی براتون ارزومندم...
اصلا بزن به اون راه بیخیال بدبختی غصه بیکاری بی پولی و همه مشکلات دنیوی ..
بیاد یه کاری کنیم یکی یکی مشکلاتمون بگیم و بلند بلند بهشون بخندیم تا اینقد خودشو دست بالا نگیره..خخخخخخ

بیاید همه این کار رو انجام بدیم:


❣ذهنتان را آزاد کنید...
روزانه چند دقیقه از وقت‌تان را به خودتان اختصاص دهید و آرام و ساکت گوشه ای خلوت بشینید و برای چند لحظه ذهنتان را از تمام مشکلات وسختی ها آزاد کنید.
و بعد افکاری که باعث نشاط و انرژی شما میشوند را آرام آرام وارد ذهنتان کنید.
این کار باعث میشود که قدرت ذهنی شما برای جذب خواسته هایتان بیشتر شود و سریعتر به خواسته هایتان برسید.
در واقع بعداز این کار و مبرّی کردن ذهن‌تان از همه‌ی سختی‌ها کم کم سیگنال‌های منفی ذهن‌تان کم شده و مثبت ها بیشتر...!
یادتان باشد تاجایی که میتوانید مثبت باشید و افکار منفی و استرس به خودتان وارد نکنید.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۲۱
نعیمه بانو

حرفی برای گفتن نیست ولی این صدا رو که میزارم گوش بدید خیلی جالبه...

ادم مریض باشه ولی تنها نباشه :/ چقدر با این حرف موافقید؟؟؟



۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۳۵
نعیمه بانو

بزارید امروز یکم سیاسی بشم یکم انتقاد کنم از همه و یه انتقاد هم از خودم ..

با توجه به مسائل اقتصادی که همه درگیرش هستند بنده توی این شرایط سخت بیکار شدم واقعا جا داره از همه مسئولین تشکر کنم که میان اعلام نرخ بیکاری می کنن میگن ما بیکار زیاد ندارم اصلا مسئولین عزیز چرا شرایط اینقد سخت کردین که نمی تونم حتی یه جای رو اجاره کرد روی پای خودت وایسی و کار کنی اینقد این اداره اون اداره میکند تا منصرفت کنن اصلا خودتون بودید با پنج تومن می تونستید هم یه جای اجاره کنید و هم وسیله بگیرید کار راه بندازید ....
هر جا هم مصاحبه میره کلی کار ازت میخوان ولی حقوق بسی ناچیز اصلا الان یه جوریم باید بهشون بگم اقا دمت گرم یعنی هیچ کس اینجوری نمیتونست جوونا رو زمین بزنه ...الان میخوام برم سمت مشاغل خانگی برای خودم کار توی خونه ایجاد کنم قربون خانواده ام برم که اینقد هوامو دارن برام تبلیغ می کنن مممنونم ازتون..ولی میترسم شرمندشون بشم ان شاالله که نمیشم همه چیز درست میشه
قبلا که سرکار میرفتم ارزو داشتم یه روز صبح بخوابم ولی الان وقتی صبح میشه میخوام بزنم برم بیرون عجب ادمی هستم جنبه هیچی رو ندارم :)
اصلا بیاید سیاسی نشیم واقعا وقتی غرق این همه مشکل میشی نمیشه زندگی کرد ...
معضل بیکاری که گریبان من و دوستم شده امیدوارم زودی حل بشه دوست سیستمشو راه انداخته خونه تایپ کنه امیدوارم موفق باشه من هم باید یه چند جای دیگه سر بزنم امیدوارم بشه ..

 

این صدا رو گوش کنید جالبه... یادم رفت بگم با گوشی پست میزارم سیستمم دچار مشکل شده به اینترنت وصل نمیشه‌‌....ممنونم تحملم می کنید


 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۰۹
نعیمه بانو

سلام سید من
من کلی حرف اماده کردم برات بزنم کلی حرف که توی این سه سال تلمبار شده روی قلبم از شدت ناراحتی از چشمام سرازیر شده نمی دونم اقا سید از دیروز که نمی تونم تولدت تبریک بگم چه حالیم همش داشتم گریه می کردم هر کاری کردم فراموش کنم نمیشد کارمو‌ اشتباه انجام میدادم نمی تونستم تمرکز کنم با خودم گفتم فردا رو میرم بیرون بالاخره یه جای میبینمت که همون جا بهت میگم تولد مبارک باشه قولت یادت رفته اقای خوبم می دونی این سه سال چی به سرم اومده ارزو داشتم یه لحظه از دور ببینمت...
این پیام تو هیچ وقت نمی خونی ولی دلم طاقت نیاورد به کی دردموبگم بفهمه حالمو به کی بگم که تولده کسی که دوسش دارم ولی نمی تونم بهش تبریک بگم...
تولدت مبارک باشه محمدرضای من 

تموم شد من دیگه طاقت انتظار رو ندارم‌ ارزو می کنم فراموش کنم


۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۰۴
نعیمه بانو

احساس پوچی می کنم بچه که بودم فک می کردم اگه میوه ها نارس رو بچینم گناه کردی چون نمیزاری اونا به کمال خودشون برسن  یه مدت خیلی زیاد خودمو قانع می کردم که نباید اونا رو بچینم ولی بعد از یه مدت نتونستم تحمل کنم اونا رو می چیدیم می خوردم ولی ازشون کلی عذر خواهی می کردم داستان منم شد مثل دوستی خاله خرسه ولی کوچیک بودم خیلی از چیزای که امروز برام دغدغه شده اون موقع نبود ...

یه موضوع هست که چند روزه اعصابمو بهم ریخته شاید به نظر شما مسخره بیاد ولی نمی دونم باید چیکار کنم بچه بودم بیشتر روی خودم کنترل داشتم الان تحملم پایین ...

راستش رو بخواین چند روز دیگه تولد آقا سید هستش همونی که داستانش رو گذاشتم نمی دونم چرا اینجوری میشم همش فکرم درگیره که شمارشو پیدا کنم  باهاش حرف بزنم کلی حرف دارم براش بزنم ولی نمی تونم میگم وقتی قسمت نیست باهاش باشی تقریبا سه سال هم از اون موضوع می گذره اون بنده خدا داره زندگی میکنه چرا زندگیشو به هم میریزی ولی شما بگید چیکار کنم ..

چیکار کنم این حس لعنتی از بین بره به خدا از خودم خجالت میکشم فک نمی کردم اینقد عزت نفس پایینی داشته باشم از عید به اینور خیلی روی خودم کار کردم تصمیم گرفتم چنین غلطی نکنم ولی بعضی حسها رو نمیشه کاری کرد روی قلبت فشار میاره شاید این عشق اگه واقعی میشد اون چیزی که نمیشد که من  میخواستمش ولی وقتی نداریش احساس کمبود فراون می کنی من تحملش می کنم مثل اون دفعه میسپارمش به خدا امیدوارم حل بشه این وضعیت دل منه ...

خدا یا حلش کن خواهش می کنم.....

 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۵۸
نعیمه بانو

دوست دارم گند بزنم به زندگیم می دونم بعدش خیلی پشیمون میشم ولی الان اینکار ارومم می کنه شاید نمی دونم چی‌دارم میگم این خواستن از چی میاد اینقد که حاضری خودتون به فنا و‌نابودی بدی

مسخره اس....

زندگی وقتی هدف نداری مسخره اس

وقتی هم هدفتو تعیین میکنی یکی میاد گند میزنه به خودت و هدفت چی باید گفت ولی اینا رو باید مینوشتم نمی دونم ولی باید می نوشتم

بیاد به این قاعده در زندگیمون احترام بزارم چون واقعا خیلی ها دلشون درد میگیره

به شما ربطی ندارد...

قبل از اینکه کسی این جمله ی خبری را جهت هشدار به شما بگوید و مخاطب این جمله قرار بگیرید، خودتان بارها این جمله را با خودتان تکرار کنید...

- "به من ربطی ندارد"

ما مسئول تحلیل زندگی و رفتار دیگران نیستیم، ما مسئول زندگی خودمان هستیم، لطفا این جمله ی خبری را قبل از اینکه کسی بهمان گوشزد کند، 

روزی چند بار برای خودمان تکرار کنیم، که "به من ربطی ندارد" من مسئول رفتار دیگران نیستم!

هرکسی حق دارد در حریم خصوصی خودش زندگی کند

لطفا با سوالهای بیجا زندگی اطرافیانمان را شخم نزنیم...!

یه موضوع چند وقته ذهنمو درگیر کرده بعضیا هستن شاید مثل خودم توی دلشون یکی هست که دوست دارن باهاشون باشه اگه خدا خواست قسمت شد باهام باشد چه تضمینی هست همونی باشه که دلت میخواد عشق مثل یه هندونه اس تا بازش نکنی نمی تونی قضاوتش کنی شاید قضاوت من درست و از روی آگاهی کامل نباشه ولی اکثر این احساسات هیجانات لحظه ای هست نه عشق واقعی تصور کنید یکی بهتون بگه تو نفس منی این اصطلاح یعنی چی یعنی اون فرد اکسیژن هست و توی هوا پخشه یا میشه از یه دید دیگه هم نگاه کرد ولی این موضوع سر شوخی رو با ادم باز میکنه یعنی چقد احساس پوچ و لحظه ای هست که معنای نداره و مثل نقل و نبات توی دهن همه افتادن ممکنه با یه فردی یه روز اشنا بشی یهو بگه تو نفس منی این موضوع چیو می تونه نشون بده دقیقا جوونای الان دنبال چی هست یادم گرفتن به این مسایل پوچ و بی ارزش میگن عشق

و نقد دوم که با دیدن یه پست در اینستاگرام دیدم شروع میشه:

موضوع این پست:

خواستگار سنتی داشتم که قرار شد اولین بار بیرون همدیگه رو ببینیم همون روز قرار مادرش زنگ زد به مادرم گفت لطفا به دخترتون بگید با چادر بیاد مادرم هم نه گذاشت نه برداشت گفت حالا که قراره بریم مسجد شما هم به آقا زاده بگید با عبا عمامه تشریف بیارن گوشیو گذاشت 

جدی چرا میرین خواستگاری دختری که با اعتقادات شما جور نیست!؟

واقعا سوال منم اینه چرا میرید سراغ کسی که‌اصلا هیچ وجه مشترکی بین شما و اون نیست عجیبه این اقایونی که عنوان همسر آینده به بنده پیشنهاد میشه هم این شکلی هست اصلا به من نمیخورن نمی دونم چرا به من پیشنهاد میکنن واقعا چرا ؟؟

بعضیاشون میگن ما ادم خیلی خوبی هست این جور که من حساب کردم فک کنم فقط من توی این دنیا بد باشم بقیه که فوق العاده هستن.واقعا خسته شدم از این موقعیتی که توشم پر از مشغله های ذهنی نمی دونم باهاشون چه جوری کنار بیام شاید مشکل از من باشه که حتما از خودمه ولی اونا هم بی تقصیر نیستند...

شما هم فهمیدید ذهن اشفته ای دارم از نوشتن این متن این طور میشه برداشت کرد که نمی تونم افکارمو جمع و جور کنم ...

ولی خودمونیم خدا رو شکر می کنم بابت بعضی اتفاقات که خواستم بشه ولی نشد

خدااااااااا یا مممنونم ازت خیلیییییی خوبیییی

  

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۲۶
نعیمه بانو

استاد اجازه ؟

جان ِ دلم ؟ ... ازدواج کرد

موضوع داستان ِ دلم...! ازدواج کرد

عمرم به عشق بودن ِ با او گذشت و رفت

هرگز نشد از آن ِ دلم... ازدواج کرد

غیر از غمش کسی به دلم تسلیت نگفت

روزی که هم زبان ِ دلم ازدواج کرد

خاموش شد ستاره ی زیبای بخت من

مهتاب کهکشان  دلم.... ازدواج کرد 

خواهم نوشت قصه ی ناکام عشق را

بازیگر ِ رمان ِ دلم..... ازدواج کرد..

..

محمد‌سیاهپوش




۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۳۰
نعیمه بانو

از همین لحظه هرکی ازت پرسید حالت چطوره ؟
بگو عاااالی ام ...
عالیم یعنی فرمان به کائنات، به زمین و زمان، به همه ی دنیا به همه ی فرشته های عالم ...
که ای خدا 
ای آسمون 
ای زمین 
حال من باید عالی باشه...
حتی اگه بد بد بدم هستی..
بگو عاااالیم ...
عالیم دروغ به خودت نیست , عالیم فریب نیست، این یعنی چند ثانیه بعدش عالی میشی...
با قدرت، مثبت اندیش باش...
قانون اندیشه ها یک قانون بسیار بسیار قدرتمنده...
فکر ما، زندگی ما رو تغییر میده...
فکر های خوب و مثبت کنید...
نترسید، از همین لحظه شروع کنید...
من که عااالیم ...
شما چطور؟

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۴۹
نعیمه بانو

ﺗﻮﻯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ!
ﺍﯾﻨﻮ ﺗﻮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺧﻮﺩم ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ.
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺖ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﻡﺍﺻﻼً ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﺑﺸﻪ، ﺍﻣﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ...
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﻤﯿﺸﻪ، ﺍﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮﺵ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ...
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ بی تابی و ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ، ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺧﻢﮐﺮﺩﻥ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺖ...
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ همیشگی ﻧﯿﺴﺖ...
ﭘﺲ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺎﺩﯼ، ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯾﺖ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮ؛
ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ، ﺑﺪﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺭﯼ...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۱۷
نعیمه بانو

مغزم چنان از مسائل مختلف انباشته شده
که در شرف انفجار است.
احساس می‌کنم شقیقه‌هایم می‌کوبد.
طپش آن‌ها را حس می‌کنم.
انتظار ندارم که خارق‌العاده شود ،
انتظار ندارم که یک شاهکار خلق کنم ،
خیلی ساده ،
فقط می‌خواهم زندگی کنم . . .
آنتوان_چخوف



۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۲۷
نعیمه بانو

وقتی یه چیزی رو دوست داری داشته باشی ولی بنا با هر دلیلی نداریش یا نشده داشته باشیش همش فکرتو درگیر می کنه احساس می کنی که تنها با اون چیز به تمام خواسته هات میرسی حالا بعضی ارزو یه ماشین خاص رو دارن بعضی خونه و بعضی رسیدن به کمال معنوی سخته داشتن بعضی چیزا ...قسمت یا هر چیز دیگه ای صلاح نیس داشته باشی

حالا من میگم باید به حال خوب فک کرد چرا ما همش به چیزای بیخودی فک می کنیم چرا خودمونو درگیر یه چیزی می کنیم که کلا زندگیمونو در بر بگیره واقعا چرا؟؟خودم من بارها شده یه خاطره قدیمی رو چند بار توی ذهنم مرور کنم و برای خودم تمومش نکنم حد و مرزی قائل نشم چرا من دست از سر گذشته های پوچ و الکی بر نمی دارم

بیایم به حال خوب فک کنیم 

به اینکه چه کارهای می تونیم انجام بدیم که حالمون خوب بشه من در تلاش برای دگرگون کردن خودم هستم من قوی هستم سال جدید رو به همه دوستای خوب و عزیزم تبریک عرض می کنم امیدوارم خوشبخت و سعادتمند باشند.

سال ۹۷ امیدوارم سال شادی باشه الهی آمین .سال ۹۶که دیگه اصلا باهاش کاری ندارم

در پناه خدا

نعیمه بانو

 

 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۲۰
نعیمه بانو


صدای پای بهار میاد بهار امسال معلوم نیس شادی بیار یا غصه زیاد یا یه هوای پر درد

ارومتر از همیشه توی خیال خودم...

 ولی نه ذهنم اروم نیس تلخی های ۹۶ بیشتر از اونی که بشه سال ۹۷رو با شادی شروع کرد

واقعا چرا اینقد همو اذیت می کنیم چرا قوانین کوچیک زندگی رو رعایت نمی کنم چرا وقتی می دونید یه حرفمون یکی رو ناراحت می کنه دلشو میشکنه بازم میگم چرا به یکی یه قول الکی میدم  چرا نمیفهمیم  دنیا گرده همین بلا ممکنه سر خودمونم بیادچرا فک نمی کنم شاید طرف مقابل با حرف ما یه دنیا ساخته برای خودش و توی اون دنیا داره زندگی می کنه ...

دنیای بی رحمه بی رحمتر از اونی که تصورش کنی...

اونای که دوستشو داری رو زود ازت میگیره و برعکس اونای که بدت میاد  همیشه کنار دستت می بینی اره بهت میگن قوی باش ولی نمیگن چه جوری هدف داشته باش ولی راه روشنی مقابلت نمی بینی بهت میگن امیدوار باش ولی بعدش از مشکل خودشون میگن کلی ناله می کنه اخه اگه خودت حرف خودتو قبول داشتی الان وضعت این نبود مشاوره خوبی فقط برای دیگرانیم شاید مشاور نه یه مشت حرف اماده کردیم که وقتی یکی گفتم وای دلم وای روزگار بهش بزنیم....همه همین جوریم

دم عیدی خیلیا مشکل دارن خیلی ها حال دلشون خوب نیست خیلیا هم عید به ارزوشون میرسن خیلیا زندگی جدید شروع می کنند و خیلی هم زندگشون از هم میپاشه....

 عید یه روز مثل بقیه روزا همین..

کاشکی یکی باشه که باهاش حرف میزنی سبک شب نه پشیمون ولی چه میشه کرد نمی تونی به همه ادما بگی مثل من فک کن مثل من باش چون من میخوام باشی

این موضوع مختصه خودم :

یه بارم وسط غر زدنات از زندگی راضی باش شاید خدا خوشش اومد باهات راه اومد

ولی امان از ناشکری ..خود من بنده ناشکری هستم امان از خودم

حال دلاتون خوش زندگیتون بی غم ..

سال جدیدتون بدون مشکل

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۰۱
نعیمه بانو